تبلیغات
محمد رسول الله
محمد رسول الله
اَشهدُ انْ لا اِلٰهَ الا الله و اَشهدُ انَّ محمّداً رسولُ الله و اشهد ان علی ولی الله 
از اتفاقاتی که پس از ازدواج با خدیجه تا بعثت پیش آمد داستان تجدید بنای کعبه و حکمیّت رسول خدا ( ص ) است . ده سال پس از ازدواج با خدیجه سیلی بنیان کن از کوه های مکه سرازیر شد و وارد مسجد گردید و قسمتی از دیوار کعبه را شکافت و ویران کرد . از سوی دیگر کعبه سقف نداشت و دیوارهای اطراف آن نیز کوتاه بود و ارتفاع آن کمی بیشتر از قامت یک انسان بود . همین موضوع سبب شد تا در آن روزگاران سرقتی در خانة کعبه واقع شد ، و اموال و جواهرات کعبه [...]


از اتفاقاتی که پس از ازدواج با خدیجه تا بعثت پیش آمد داستان تجدید بنای کعبه و حکمیّت رسول خدا ( ص ) است . ده سال پس از ازدواج با خدیجه سیلی بنیان کن از کوه های مکه سرازیر شد و وارد مسجد گردید و قسمتی از دیوار کعبه را شکافت و ویران کرد . از سوی دیگر کعبه سقف نداشت و دیوارهای اطراف آن نیز کوتاه بود و ارتفاع آن کمی بیشتر از قامت یک انسان بود . همین موضوع سبب شد تا در آن روزگاران سرقتی در خانة کعبه واقع شد ، و اموال و جواهرات کعبه را که در چاهی درون کعبه بود بدزدند . با اینکه پس از چندی سارق را پیدا کردند و اموال را از او گرفتند و دستش را به جرم دزدی بریدند ، اما همین سرقت ، قریش را به فکر انداخت تا سقفی برای خانة کعبه بزنند ، ولی این تصمیم به بعد موکول شد . برای انجام این منظور ناچار بودند دیوارهای اطراف را خراب کنند و از نو تجدید بنا کنند .
مشکلی که سر راهشان بو ، یکی نبودن چوب و تخته ای که بتوانند با آن سقفی بر روی دیوارهای کعبه بزنند و دیگر وحشت از اینکه اگر بخواهند دیوارها را خراب کنند ، مورد غضب خدای تعالی قرار گیرند و اتفاقی بیفتد که نتوانند این کار را به پایان برسانند .
مشکل اول با یک اتفاق غیر منتظره که پیش بینی نکرده بودند حلّ شد و چوب و تختة آن تهیّه گردید و آن اتفاق این بود که یکی از کشتیهای تجّار رومی که از مصر می آمد در نزدیکی جدّه به واسطه توفان دریا – یا در اثر تصادف با یکی از سنگهای کف دریا شکست و صاحب کشتی که به گفتة برخی نامش « یاقوم » بود از مرمّت و اصلاح کشتی مأیوس شد و از بردن آن صرفنظر کرد . قریش نیز که از ماجرا خبردار شدند به نزد او رفته و تخته های آن را برای سقف کعبه خریداری کردند و به شهر مکه آوردند .
مشکل دوم وحشتی بود که آنها از اقدام به خرابی و ویرانی و زدن کلنگ به دیوار خانه و تجدید بنای آن داشتند و می ترسیدند مورد خشم خدای کعبه قرار گیرند و به بلایی آسمانی یا زمینی دچار شوند . به همین جهت مقدمات کار که فراهم شد و چهار سمت خانه را برای خرابی و تجدید بنا میان خود قسمت کردند ، جرئت اقدام به خرابی نداشتند تا اینکه ولید بن مغیره به خود جرئت داد و کلنگ را دست گرفته و پیش رفت و گفت : « خدایا تو می دانی که ما از دین تو خارج نشده و منظوری جز انجام کار خیر نداریم . » این سخن را گفت و کلنگ خود را فرود آورد و قسمتی از دیوار را خراب کرد .
مردم دیگر تماشا می کردند و جرئت جلو رفتن نداشتند و با هم گفتند : « ما امشب را هم صبر می کنیم . اگر بلایی برای ولید نازل نشد ، معلوم می شود که خداوند به کار ما راضی است و اگر دیدیم ولید به بلایی گرفتار شد دست به خانه نخواهیم زد و آن قسمتی را هم که ولید خراب کرد تعمیر می کنیم . »
فردا که دیدند ولید صحیح و سالم از خانه بیرون آمد و دنبالة‌ کار گذشتة خود را گرفت ، دیگران نیز پیش رفته روی تقسیم بندی که کرده بودند اقدام به خرابی دیوارهای کعبه نمودند .
رسول خدا ( ص ) نیز در این عملیّات بدانها کمک می کرد تا وقتی که دیوارهای اطراف کعبه به وسیلة سنگهای کبودی که از کوههای مجاور می آوmohammedردند به مقدار قامت یک انسان رسید و خواستند حجرالاسود را به جای اولیة خود نصب کنند . در این جا بود که میان سران قبایل اختلاف پدید آمد و هر قبیله ای می خواست افتخار نصب آن سنگ مقدس را به دست آورد .
دسته بندی قبایل شروع شد و هر تیره از تیره های قریش جداگانه مسلّح شده و مهیّای جنگ گردیدند .
بزرگان و سالخوردگان قریش در صدد چاره جویی برآمده دنبال راه حلّی می گشتند تا موضوع را خردمندانه حلّ کنند که کار به جنگ و زد و خورد نکشد .
روز چهارم یا پنجم بود که پس از شور و گفتگو همگی پذیرفتند که هر چه اباامیه بن مغیره که سالمندترین افراد قریش بود ، رأی دهد بدان عمل کنند و او نیز رأی داد : « نخستین کسی که از در مسجد وارد شد در این کار حکمی کند و هر چه او گفت همگی بپذیرند . » قریش این رأی را پذیرفتند و چشمها به درب مسجد دوخته شد .
ناگهان محمد ( ص ) را دیدند که از در مسجد وارد شد . جریان را به او گفتند ، فرمود : « پارچه ای بیاورید . »
پارچه را آوردند رسول خدا ( ص ) پارچه را پهن کرد و حجرالاسود را میان پارچه گذارد . آن گاه فرمود : « هر یک از شما گوشة آن را بگیرید و بلند کنید . » رؤسای قبایل پیش آمدند و هر کدام گوشة پارچه را گرفتند و بدین ترتیب همگی در بلند کردن آن سنگ شرکت جستند . چون سنگ را محاذی جایگاه اصلی آن آوردند خود آن حضرت پیش رفته و حجرالاسود را از میان پارچه برداشت و در جایگاه آن گذارد ، سپس دیوار کعبه را تا هیجده ذراع بالا بردند



طبقه بندی: مقالات،  پیامبر و امتش، 
برچسب ها: تجدد بنای کعبه و حکمیت رسول خدا،  
[ پنجشنبه 31 مرداد 1392 ] [ 10:32 ب.ظ ] [ محمد مهدی نوریزاده ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
ساعت فلش مذهبی

محمد رسول الله





Powered by WebGozar

حدیث موضوعی پخش زنده حرم
پیج رنک گوگل

محمد نوریزاده