تبلیغات
محمد رسول الله
محمد رسول الله
اَشهدُ انْ لا اِلٰهَ الا الله و اَشهدُ انَّ محمّداً رسولُ الله و اشهد ان علی ولی الله 
درسهایى از تاریخ تحلیلى اسلام جلد اول صفحه ۲۳۱ رسولى محلاتى ابوطالب با عبد الله-پدر رسول خدا(ص)-از طرف پدر و مادر برادر بود و از عموهاى دیگر آنحضرت نسبت ‏به آن حضرت مهربانتر و علاقه‏ مندتر بود. و شاید به همین سبب نیز بود که عبد المطلب چه در زمان‏ سلامت و چه در هنگام بیمارى و احتضار سفارش آنحضرت را به ابو طالب کرده و بالاخره هم کفالت آنحضرت را پس از مرگ‏ خود به ابو طالب سپرد،چنانچه در چند صفحه پیش از این‏ خواندید. و در اسد الغابة چند قول در این باره نقل کرده مانند اینکه‏ چون [...]


درسهایى از تاریخ تحلیلى اسلام جلد اول صفحه ۲۳۱
رسولى محلاتى
ابوطالب با عبد الله-پدر رسول خدا(ص)-از طرف پدر و مادر برادر بود و از عموهاى دیگر آنحضرت نسبت ‏به آن حضرت مهربانتر و علاقه‏ مندتر بود.
و شاید به همین سبب نیز بود که عبد المطلب چه در زمان‏ سلامت و چه در هنگام بیمارى و احتضار سفارش آنحضرت را به ابو طالب کرده و بالاخره هم کفالت آنحضرت را پس از مرگ‏ خود به ابو طالب سپرد،چنانچه در چند صفحه پیش از این‏ خواندید.
و در اسد الغابة چند قول در این باره نقل کرده مانند اینکه‏ چون هنگام مرگ عبد المطلب فرا رسید پسرانش را جمع کرده وسفارش رسول خدا را به آنها کرد،و بدنبال آن زبیر و ابو طالب-دو تن از پسران عبد المطلب-درباره کفالت رسول خدا(ص)
قرعه زدند و قرعه به نام ابو طالب در آمد،و قول دیگر آن است که ‏این انتخاب را خود عبد المطلب کرد و ابو طالب را براى کفالت ‏آن حضرت انتخاب نمود چون ابو طالب در میان عموهاى‏ آنحضرت مهربانتر از دیگران نسبت ‏به او بود،و قول سوم آن‏است که عبد المطلب در این باره مستقیما به ابو طالب وصیت کردو محمد(ص)را تحت کفالت او قرار داد،و قول چهارم آن است‏که نخست زبیر از آن حضرت کفالت کرد و چون زبیر از دنیارفت کفالت آنحضرت را ابو طالب بعهده گرفت (۱) که البته خودابن اثیر این قول آخر را از نظر تاریخى غلط دانسته و رد مى‏کند.
ولى در کتابهاى تاریخى و سیره‏هاى دیگرى که نوشته شده از این اقوال اثرى نیست و همگى نوشته و روایت کرده‏ اند که:
عبد المطلب هنگام مرگ ابو طالب را کفیل رسول خدا(ص)قرارداده و به او در این باره وصیت کرد مانند سیره ابن هشام و تاریخ‏ طبرى و تاریخ یعقوبى و مروج الذهب و طبقات ابن سعد (۲) …
و در مناقب ابن شهر آشوب از کتاب اوزاعى داستان رابگونه ‏اى دیگر نقل کرده و آن چنین است که مى‏ گوید:
رسول خدا(ص)در دامان عبد المطلب زندگى مى‏ کرد تا چون حدود صد ودو سال از عمر عبد المطلب گذشت (۳) و رسول خدا(ص)هشت‏ ساله شده‏ بود.عبد المطلب پسرانش را جمع کرد و بدانها گفت:محمد یتیم است.اورا سرپرستى کنید و نیازمند است او را بى‏نیاز کنید و وصیت و سفارش مرادرباره او حفظ کنید!
ابو لهب گفت:من اینکار را خواهم کرد؟
عبد المطلب بدو گفت:شرت را از او باز دار!
عباس اظهار داشت:من این کار را به عهده خواهم گرفت؟
عبد المطلب-تو مرد خشمناکى هستى مى ‏ترسم او را آزار دهى!
ابو طالب-من این دستور را اجرا مى‏ کنم و کفالت او را به عهده مى‏ گیرم؟
عبد المطلب-آرى تو سرپرستى او را بعهده گیر!
و سپس بدنبال این سخن رو به محمد(ص)کرده و گفت:
«یا محمد اطع له‏»
اى محمد از وى اطاعت کن!
محمد(ص)گفت:«یا ابه لا تحزن فان لى ربا لا یضیعنى‏»!
-پدر جان غمگین مباش مرا پروردگارى است که تباهم نخواهد کرد(و به‏حال خود وا نخواهد گذارد)و از آن پس ابو طالب او را در کنار خود گرفت‏ و از وى حمایت کرد (۴) …
و بهر صورت عموم سیره نویسان و اهل تاریخ اشعارى نیز ازعبد المطلب در این باره نقل کرده ‏اند که ابو طالب را مخاطب‏ ساخته و بد او مى‏ گوید:
اوصیک یا عبد مناف بعدى بموحد بعد ابیه فرد فارقه و هو ضجیع المهد فکنت کالام له فى الوجد تدنیه من احشائها و الکبد فانت من ارجى بنى عندى لدفع ضیم او لشد عقد
در این اشعار عبد المطلب فرزندش ابو طالب را-که طبق این‏اشعار نامش عبد مناف بوده-مخاطب ساخته و او را به حمایت و سرپرستى رسول خدا(ص)توصیه مى‏ نماید.
درباره نام ابو طالب
اکنون که سخن بدین جا رسید این چند جمله را نیز درباره‏نام ابو طالب بشنوید:
مسعودى در مروج الذهب-پس از نقل وصیت عبد المطلب‏ بدان گونه که گفته شد مى‏ گوید البته در باره نام ابو طالب‏ اختلاف شده،که برخى آنرا عبد مناف دانسته و برخى هم عقیده‏ دارند که کنیه او همان نام او است و سپس داستانى ازامیر المؤمنین(ع)در این باره ذکر کرده و شعر زیر را هم ازعبد المطلب نقل مى‏ کند که در مورد وصیت درباره رسول خدا(ص)
در شعر دیگرى(غیر از آنچه در بالا ذکر شد)گوید:
اوصیت من کنیته بطالب بابن الذى قد غاب لیس آئب
ولى مرحوم ابن شهر آشوب در مناقب این شعر را نیز اینگونه ‏روایت کرده:
وصیت من کنیته بطالب عبد مناف و هو ذو تجارب بابن الحبیب اکرم الاقارب بابن الذى قد غاب غیر آیب (۵)
که ابو طالب نیز-طبق آنچه از اوصاف رسول خدا(ص)ازراهبها شنیده بود-در پاسخش گفت:
لا توصنى بلازم و واجب انى سمعت اعجب العجائب من کل حبر عالم و کاتب بان بحمد الله قول الراهب
این محدث بزرگوار پس از نقل این ابیات از کتاب شرف‏المصطفى از ابو سعید واعظ روایت کرده که چون هنگام مرگ‏ عبد المطلب فرا رسید پسرش ابو طالب را طلبید و بدو گفت:
اى پسر تو بخوبى شدت علاقه و محبت مرا نسبت‏ به محمددانسته ‏اى،اکنون بنگر تا چگونه وصیت مرا درباره او عمل‏ خواهى کرد.
ابو طالب در پاسخ گفت:
یا ابه لا توصنى بمحمد فانه ابنى و ابن اخى.
-پدر جان مرا به محمد سفارش نکن که او پسر من و برادر زاده من است؟
و بدنبال این روایت گوید:
چون عبد المطلب از دنیا رفت ابو طالب آنحضرت را بر خود و همه خاندانش در خوراک و پوشاک مقدم مى‏ داشت. (۶)
و ابن حجر عسقلانى در کتاب‏«الاصابه‏»در این باره گفته ‏است:
ابو طالب بن عبد المطلب که به کنیه‏ اش مشهور گردیده،نامش بنابر مشهورعبد مناف است و برخى هم نام او را«عمران‏»گفته‏ اند،و حاکم گفته:
بیشتر گذشتگان بر این عقیده بوده ‏اند که نام او همان کنیه او است. (۷)
پى‏نوشتها
۱-اسد الغابة ج ۱ ص ۱۵٫
۲-سیره ابن هشام ج ۱ ص ۱۷۹٫تاریخ طبرى ج ۲ ص ۳۲،تاریخ یعقوبى ج ۲ ص ۸،مروج‏الذهب ج ۱ ص ۳۱۳٫طبقات ابن سعد ج ۱ ص ۱۱۸…
۳-پیش از این گفته شد که در مدت عمر عبد المطلب در هنگام مرگ اختلاف است واین یکى از آن اقوال است.
۴-مناقب آل ابیطالب(ط قم)ج ۱ ص ۳۵٫
۵-منظور از جمله‏«الذى قد غاب غیر آیب‏»در هر دو مورد ظاهرا«عبد الله‏»پدر رسول‏ خدا(ص)است که به یثرب رفت و باز نگشت.
۶-مناقب آل ابیطالب(ط قم)ج ۱ ص ۳۶٫
۷-الاصابه ج ۱ ص ۱۱۵٫



طبقه بندی: دوره پیش از نبوت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم،  مقالات، 
برچسب ها: سرپرستى ابوطالب، سرپرستی، ابوطالب، حضرت محمد، محمد رسول خدا، رسول خدا، خدا،  
[ چهارشنبه 30 مرداد 1392 ] [ 10:28 ب.ظ ] [ محمد مهدی نوریزاده ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
ساعت فلش مذهبی

محمد رسول الله





Powered by WebGozar

حدیث موضوعی پخش زنده حرم
پیج رنک گوگل

محمد نوریزاده