تبلیغات
محمد رسول الله
محمد رسول الله
اَشهدُ انْ لا اِلٰهَ الا الله و اَشهدُ انَّ محمّداً رسولُ الله و اشهد ان علی ولی الله 
حلیمه سعدیه رسول خدا(ص)را پس ازگذشت پنج‏ سال از توقف آن حضرت در میان قبیله،به مکه و نز دمادرش آمنه باز گرداند،و با اینکه اینکار بر خلاف میل و خواست‏ قلبى او بود ولى روى قرار قبلى و وعده ‏اى که به جدش‏عبد المطلب و مادرش آمنه داده بود آنحضرت را به مکه آورد وتحویل داد. و در تاریخ براى اینکار حلیمه که بر خلاف رضاى قلبى اوبود جز آنچه گفته شد جهات دیگرى نیز ذکر کرده ‏اند:مانند اینکه: ۱-ابن هشام در سیره و طبرى در تاریخ خود از حلیمه روایت‏ کرده‏ اند که گوید: پس از ماجراى شق صدر [...]

حلیمه سعدیه رسول خدا(ص)را پس ازگذشت پنج‏ سال از توقف آن حضرت در میان قبیله،به مکه و نز دمادرش آمنه باز گرداند،و با اینکه اینکار بر خلاف میل و خواست‏ قلبى او بود ولى روى قرار قبلى و وعده ‏اى که به جدش‏عبد المطلب و مادرش آمنه داده بود آنحضرت را به مکه آورد وتحویل داد.
و در تاریخ براى اینکار حلیمه که بر خلاف رضاى قلبى اوبود جز آنچه گفته شد جهات دیگرى نیز ذکر کرده ‏اند:مانند اینکه:
۱-ابن هشام در سیره و طبرى در تاریخ خود از حلیمه روایت‏ کرده‏ اند که گوید:
پس از ماجراى شق صدر شوهرم به من گفت:من ترس آنرا دارم که این ‏پسر دچار جن زدگى-یا جنون-شده باشد،او را به نزد خانواده ‏اش ‏باز گردان. حلیمه گوید:من آنحضرت را برداشته و به نزد مادرش-آمنه-آوردم،و اوبه من گفت:چه شد با آن اصرارى که براى نگهدارى این فرزند داشتى اورا باز گرداندى؟
گفتم:فرزندم بزرگ شده و من وظیفه خود را نسبت‏ به او انجام داده‏ ام واینک از پیش آمدها و حوادث ناگوار بر او بیمناکم، و روى همین جهت‏ همانگونه که شما مایل بودید او را به شما مى‏سپارم.
آمنه گفت:داستان این نیست راست ‏بگوى!
حلیمه گوید:و بدنبال این گفتار مرا رها نکرد تا بالاخره من اصل ماجرا رابراى او نقل کردم.آمنه گفت:آیا از شیطان بر او بیمناکى؟گفتم:آرى،گفت:هرگز نگران نباش که بخدا سوگند شیطان را بر او راهى نیست وفرزند مرا داستانى است، مى‏ خواهى داستانش را براى تو باز گویم؟گفتم:
آرى…
حلیمه گوید:سپس آمنه داستان دوران حاملگى و ولادت آنحضرت ومعجزاتى را که مشاهده کرده بود براى من باز گفت… -که ما قبل از این‏در داستان ولادت نقل کرده و تکرار نمى ‏کنیم-و آنگاه گفت:فرزندم رابگذار و برو (۱)
۲-و نیز در همان سیره ابن هشام آمده که از جمله‏ انگیزه‏ هاى حلیمه در باز گرداندن رسول خدا به نزد مادرش آمنه‏آن بود که چند تن از نصاراى حبشه رسول خدا(ص)را با حلیمه دیدند،و نگاههاى دقیق و خیره‏اى به آنحضرت نموده و او رابررسى کردند،و آنگاه بدو گفتند:
ما این پسرک را ربوده و به شهر و دیار خود خواهیم برد که‏ او در آینده داستان مهمى دارد که ما دانسته‏ایم و همین سبب شدتا حلیمه آنحضرت را پیوسته از نظر آنان دور داشته و بالاخره هم ‏ناچار شد او را به نزد آمنه بازگرداند. (۲) و نظیر این روایت در کتابهاى دیگر نیز با مختصر اختلافى ‏نقل شده است.
پى‏نوشتها:
۱-سیره ابن هشام ج ۱ ص ۱۶۵٫تاریخ طبرى ج ۱ ص ۵۷۹٫







طبقه بندی: مقالات،  دوره پیش از نبوت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، 
برچسب ها: بازگشت ‏به مکه، مکه، بازگشت، محمد مهدی نوریزاده، بازگشت پیامبر (ص) به مکه، برگشت رسول اکرم به مکه،  
[ سه شنبه 29 مرداد 1392 ] [ 09:50 ب.ظ ] [ محمد مهدی نوریزاده ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
ساعت فلش مذهبی

محمد رسول الله





Powered by WebGozar

حدیث موضوعی پخش زنده حرم
پیج رنک گوگل

محمد نوریزاده