تبلیغات
محمد رسول الله
محمد رسول الله
اَشهدُ انْ لا اِلٰهَ الا الله و اَشهدُ انَّ محمّداً رسولُ الله و اشهد ان علی ولی الله 
درسهایى از تاریخ تحلیلى اسلام جلد ۲ صفحه ۳۸- مشهور آن است که خواستگارى و خطبه عقد بوسیله ابوطالب‏ عموى رسول الله (صلى الله علیه و آله) انجام گردید و پذیرش وقبول آن نیز از سوى عمرو بن اسد-عموى خدیجه-صورت گرفت. و در برابر این گفتار مشهور،اقوال دیگرى نیز وجود دارد… مانند اینکه خطبه عقد بوسیله حمزة بن عبد المطلب یا دیگرى‏از عموهاى آن حضرت انجام شد… و یا اینکه پدر خدیجه-خویلد بن اسد-و یا پسر عموى‏ خدیجه ورقة بن نوفل از طرف خدیجه قبول کرده و آن بانوى‏ محترمه را به عقد رسول خدا درآورد… و بلکه در پاره‏اى [...]

درسهایى از تاریخ تحلیلى اسلام جلد ۲ صفحه ۳۸-

مشهور آن است که خواستگارى و خطبه عقد بوسیله ابوطالب‏ عموى رسول الله (صلى الله علیه و آله) انجام گردید و پذیرش وقبول آن نیز از سوى عمرو بن اسد-عموى خدیجه-صورت گرفت.
و در برابر این گفتار مشهور،اقوال دیگرى نیز وجود دارد…
مانند اینکه خطبه عقد بوسیله حمزة بن عبد المطلب یا دیگرى‏از عموهاى آن حضرت انجام شد… 
و یا اینکه پدر خدیجه-خویلد بن اسد-و یا پسر عموى‏ خدیجه ورقة بن نوفل از طرف خدیجه قبول کرده و آن بانوى‏ محترمه را به عقد رسول خدا درآورد…
و بلکه در پاره‏اى از روایات گفتار نابجاى دیگرى نیز نقل‏ شده که خدیجه به پدر خود  شرابى داده و او را مست کرد.
و او در حال مستى این ازدواج را پذیرفت چون به حال عادى‏ بازگشت و از جریان مطلع گردید بناى مخالفت ‏با این ازدواج راگذارده و بالاخره با وساطت و پا در میانى برخى از نزدیکان به‏ ازدواج مزبور تن داده و آنرا پذیرفت… که پاسخ آن را چند تن از راویان و اهل تاریخ عهده‏ دار شده‏ که ما متن گفتار ابن سعد را در طبقات براى شما انتخاب کرده ونقل می‏کنیم که پس از ذکر چند روایت ‏بدین مضمون‏ مى ‏گوید:
«و قال محمد بن عمر:فهذا کله عندنا غلط و وهم،و الثبت‏عندنا المحفوظ عن اهل العلم ان اباها خویلد بن اسدمات قبل الفجار،و ان عمها عمرو بن اسد زوجها رسول‏الله-صلى الله علیه و آله-» (۱) .
یعنى:محمد بن عمر گفته است که تمامى این روایات درنزد ما ناصحیح و موهوم است و صحیح و ثابت نزد ما ودانشمندان آن است که پدر خدیجه یعنى خویلد بن اسد پیش ازجنگ فجار از دنیا رفته بود و عمویش عمرو بن اسد او را به‏ ازدواج رسول خدا(ص)درآورد…
و نظیر همین عبارت از واقدى نقل شده (۲) و هم چنین اقوال غیر مشهور دیگر را نیز پاسخ داده و نیازى‏ بذکر آنها نیست… (۳)
یک اشتباه تاریخى دیگر
و نیز در پاره‏اى از روایاتى که در مورد این ازدواج فرخنده ‏رسیده ظاهرا یک اشتباه دیگرى نیز رخ داده که بجاى عموى‏ خدیجه-یعنى عمرو بن اسد-ورقة بن نوفل بن اسد(بعنوان عموى‏خدیجه)آمده که این مطلب گذشته از آنکه در اصل،خلاف‏ مشهور است از نظر نسبى هم اشتباه است.
زیرا ورقة بن نوفل پسر عموى خدیجه است،نه عموى‏ خدیجه…
و بعید نیست که اینکار از تصرفات ناقلان حدیث‏ بوده که‏ چون نام عموى خدیجه در حدیث آمده بوده و ورقة بن نوفل هم‏شهرتى افسانه‏اى داشته،آن عنوان را با این نام منطبق دانسته و به‏ این صورت درآورده ‏اند.
خطبه عقد
مرحوم صدوق در کتاب من لا یحضره الفقیه و شیخ کلینى درکتاب شریف کافى با مقدارى اختلاف خطبه عقدى را که ‏بوسیله ابو طالب ایراد شده نقل کرده ‏اند که متن آن طبق روایت‏ شیخ صدوق(ره)اینگونه است:
«الحمد لله الذى جعلنا من زرع ابراهیم و ذریة اسماعیل،و جعل لنا بیتا محجوجا و حرما آمنا یجبى الیه ثمرات کل شى‏ء، و جعلنا الحکام على الناس فى بلدنا الذى نحن‏فیه،ثم ان ابن اخى محمد بن عبد الله بن عبد المطلب‏لا یوزن برجل من قریش الا رجح،و لا یقاس باحد منهم‏الا عظم عنه،و ان کان فى المال قل،فان المال رزق حائل‏و ظل زائل،و له فى خدیجه رغبة و لها فیه رغبة،و الصداق‏ما سالتم عاجله و آجله،و له خطر عظیم و شان رفیع و لسان‏شافع جسیم‏». (۴)
یعنى:سپاس خدایرا که ما را از کشت و محصول ابراهیم وذریه اسماعیل قرار داد،و براى ما خانه مقدسى را که مقصودحاجیان است و حرم امنى است که میوه هر چیز بسوى آن گردآید بنا فرمود،و ما را در شهرى که هستیم حاکمان بر مردم قرارداد.
سپس برادر زاده ‏ام محمد بن عبد الله بن عبد المطلب مردى‏ است که با هیچ یک از مردان قریش هم وزن نشود جز آنکه از اوبرتر است،و به هیچیک از آنها مقایسه نشود جز آنکه بر او افزون‏است،و او اگر چه از نظر مالى کم مال است ولى مال پیوسته درحال دگرگونى و بى‏ ثباتى و همچون سایه ‏اى رفتنى است،و اونسبت‏ به خدیجه راغب و خدیجه نیز به او مایل است،و مهریه او را نیز هر چه نقدى و غیر نقدى بخواهید آماده است،و محمد راداستانى بزرگ و شانى والا و شهرتى عظیم خواهد بود.
و در کتاب شریف کافى اینگونه است که پس از این خطبه‏ عموى خدیجه خواست‏ بعنوان پاسخ ابوطالب سخن بگوید ولى به‏ لکنت زبان دچار شد و نتوانست،از این
رو خدیجه خود بسخن ‏آمده گفت:
عموجان:اگر چه شما بعنوان گواه اختیاردار من هستى ‏ولى در اختیار انتخاب من خود شایسته ‏تر از دیگران ‏هستم،و اینک اى محمد من خود را به همسرى تو درمى‏ آورم و مهریه نیز هر چه باشد بعهده خودم و در مال ‏خودم خواهد بود،اکنون به عموى خود(ابوطالب)
دستور ده تا شترى نحر کرده و ولیمه ‏اى ترتیب دهد وبنزد همسر خود آى!
ابوطالب فرمود:گواه باشید که خدیجه محمد(ص)رابه همسرى خویش پذیرفت و مهریه را نیز در مال خودضمانت کرد!
برخى از قریشیان با تعجب گفت:شگفتا!که زنان‏ مهریه مردان را بعهده گیرند؟!
ابوطالب سخت ‏بخشم آمده روى پاى خود ایستاد وگفت: آرى اگر مردى همانند برادر زاده من باشد زنان باگران بهاترین مهریه خود خواهان شان مى ‏شوند و اگرهمانند شما باشند جز با مهریه گرانبها حاضر به ازدواج ‏نمى‏ شوند!
و در روایت‏خرائج راوندى است که چون خطبه عقدبپایان رسید و محمد -صلى الله علیه و آله- برخاست تابه همراه عمویش ابوطالب بخانه برود خدیجه به‏آنحضرت عرض کرد:
«…الى بیتک فبیتى بیتک و انا جاریتک‏». (۵)
یعنى:بسوى خانه خود بیا که خانه من خانه تو است ومن هم کنیز توام!
و از کتاب المنتقى کازرونى نقل شده که چون مراسم عقدبپایان رسید خدیجه به کنیزکان خود دستور داد الت‏ شادى‏ بخود گرفته و دفها را بزنند و سپس به رسول خدا عرض کرد:
«…یا محمد مر عمک ابا طالب ینحر بکرة من بکراتک‏و اطعم الناس على الباب و هلم فقل (۶) مع اهلک،فاطعم الناس و دخل رسول الله(ص)فقال مع اهله خدیجه‏». (۷) یعنى اى محمد به عمویت ابوطالب دستور ده شتر جوانى ازشترانت را نحر کند و مردم را بر در خانه اطعام کن و بیا در کنارخاندانت چاشت را به استراحت‏ بگذران،و ابوطالب اینکار راکرد و رسول خدا (ص) بنزد خدیجه آمده و در کنار او به‏ استراحت روزانه پرداخت.
و این دو حدیث دلالت‏بر کمال علاقه و عشق خدیجه نسبت‏ به رسول خدا(ص)دارد چنانچه تا پایان عمر این عشق را نسبت‏ به آنحضرت حفظ کرده بود.صلوات الله علیها.
مهریه چقدر بود و چه کسى پرداخت؟
در اینکه مهریه چقدر بود و پرداخت آن را چه کسى به عهده ‏گرفت اختلافى در روایات دیده مى‏ شود،که از آنجمله روایت‏ بالا است که در آن بدون ذکر مقدار آمده است که پرداخت آن راخدیجه بعهده گرفت.
و از کشف الغمه از ابن حماد و نیز از ابن عباس نقل شده که رسول خدا(ص)خدیجه را با مهریه دوازده وقیه طلا به ازدواج‏ خویش درآورد و مهریه زنان دیگر آن حضرت نیز همین مقداربود. (۸)
و در اعلام الورى طبرسى دوازده وقیه و نیم ذکر شده چنانچه ‏از دانشمندان اهل سنت نیز مؤلف سیرة الحلبیه همین قول را نقل ‏کرده و سپس گفته است که هر وقیه چهل درهم است که درنتیجه مجموع مهریه پانصد درهم شرعى بوده.
و تفاوت دیگرى که در نقل سیره حلبیه دیده مى‏شود آن‏است که گوید:پرداخت مهریه مزبور را ابوطالب بعهده ‏گرفت. (۹)
و قول دیگرى که در سیره حلبیه و سیره ابن هشام و برخى ازتواریخ دیگر آمده آن است که گفته‏  اند:
«و اصدقها رسول الله-صلى الله علیه و آله-عشرین بکرة‏». (۱۰) .
یعنى رسول خدا(ص)به خدیجه بیست‏ شتر ماده جوان مهریه ‏داد و در نقل دیگرى نیز آمده که ورقة بن نوفل خدیجه را با مهریه ‏چهارصد دینار به عقد رسول خدا-صلى الله علیه و آله-درآورد (۱۱) و از کامل مبرد نقل شده که بیست ‏شتر را ابوطالب بعهده‏ گرفت و دوازده وقیه و نیم طلا را خود رسول خدا پرداخت که‏ مهریه مجموع آنها بود. (۱۲)
نگارنده گوید:روایاتى که در باب‏«مهر السنه‏»آمده همان‏ روایت پانصد درهم را تایید مى ‏کنند،چنانچه در چند دیث‏بااندک اختلافى آمده که امام باقر و امام صادق علیهما السلام‏ی فرمودند:
«ما زوج رسول الله-صلى الله علیه و آله-شیئا من بناته و لا تزوج‏شیئا من نسائه على اکثر من اثنى عشر اوقیة و نش یعنى نصف‏اوقیه‏». (۱۳)
یعنى تزویج نکرد رسول الله (ص) هیچیک از دختران خود ونه هیچیک از زنانش را به بیش از دوازده وقیه و نیم.
و طبرسى(ره)در اعلام الورى گوید:«…و مهرها اثنتا عشرة اوقیه‏و نش و کذلک مهر سایر نسائه‏». (۱۴)
و در روایت امام صادق علیه السلام اینگونه است که فرمود:
«ما تزوج رسول الله-صلى الله علیه و آله-شیئا من نسائه و لا زوج شیئا من بناته على اکثر من اثنى عشر اوقیه و نش،و الاوقیه‏اربعون درهما،و النش عشرون درهما». (۱۵)
و در داستان ازدواج حضرت جواد الائمة علیه السلام با دخت رمامون عباسى نیز آمده که فرمود:
«…و بذلت لها من الصداق ما بذله رسول الله-صلى الله علیه‏و آله-لازواجه و هو اثنتا عشرة اوقیه و نش-و على تمام‏الخمسمائة…». (۱۶) سیعنى من صداق او را همان قرار دادم که رسول خدا(ص)به‏ زنانش بذل فرمود و آن دوازده وقیه و نیم بود که تمامى پانصددرهم بر ذمه من است…
پى‏نوشتها:
۱-الطبقات الکبرى ج ۱ ص ۱۳۳٫
۲-بحار الانوار ج ۱۶ ص ۱۹٫و تاریخ طبرى ج ۲ ص ۳۶٫
۳-براى اطلاع بیشتر مى‏توانید به کتاب الصحیح من السیره ج ۱ ص ۱۱۳ به بعد نیزمراجعه کنید.
۴-فروع کافى ج ۲ ص ۱۹ و ۲۰ و من لا یحضره الفقیه ج ۳ ص ۳۹۷٫
۵-خرائج راوندى ص ۱۸۷٫
۶-لفظ‏«قل‏»در اینجا از قیلوله بمعناى استراحت در چاشت گرفته شده،و برخى‏که شاید معناى آن را نفهمیده‏اند«لام‏»را تبدیل به‏«میم‏»کرده و«فقم‏»ضبط کرده‏اند،و خصوصیت وقت چاشت ظاهرا بدانجهت‏بوده که در شهر مکه غالباهوا گرم و عموما ساعت چاشت را تا نزدیک غروب در خانه‏ها به استراحت‏مى‏گذرانده‏اند و آنگاه براى حوائج‏خود از خانه خارج مى‏شده‏اند.
۷-بحار الانوار،ج ۱۶ ص ۱۰ و ۱۲ و ۱۹٫
۸-بحار الانوار-ج ۱۶ ص ۱۰ و ۱۲ و ۱۹
۹-سیره حلبیه ج ۱ ص ۱۶۵٫
۱۰-سیره حلبیه ج ۱ ص ۱۶۵ و سیره ابن هشام ج ۱ ص ۱۹۰ و سیره المصطفى ص ۶۰و سیره النبى ج ۱ ص ۲۰۶٫
۱۱-بحار الانوار ج ۱۶ ص ۱۹٫
۱۲-منتقى النقول ص ۱۳۹ گ.
۱۳-اعلام الورى ص ۱۴۷٫یعنى مهر خدیجه دوازده وقیه و نیم بود چنانچه مهریه زنان‏ دیگر آنحضرت نیز همین مقدار بود.
۱۴-بحار الانوار ج ۱۰۳ ص ۳۴۷ به بعد.
۱۵-معانى الاخبار ص ۲۱۴٫فروع کافى ج ۲ ص ۲۰٫
۱۶-من لا یحضره الفقیه ج ۳ ص ۳۹۸٫



طبقه بندی: همسران حضرت محمد (ص)،  مقالات، 
برچسب ها: خطبه عقد حضرت محمد و حضرت خدیجه و مهریه، خطبه عقدر حضرت محمد، عروسی حضرت محمد، ازدواج حرضت محمد، مهریه خدیجه (س) همسر رسول اکرم، مهریه خدیجه (س) همسر حضرت محمد (ص)،  
[ یکشنبه 27 مرداد 1392 ] [ 12:35 ب.ظ ] [ محمد مهدی نوریزاده ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
ساعت فلش مذهبی

محمد رسول الله





Powered by WebGozar

حدیث موضوعی پخش زنده حرم
پیج رنک گوگل

محمد نوریزاده